تا به حال پیش آمده که یک تصمیم را فقط به این دلیل گرفته ایم که «همه گفتند عالی است»، اما بعدها معلوم شده است که آن تصمیم،ما را از مسیر اصلی خود دور کرده است. در این صورت، ما قربانی «فریب بازخورد مثبت» شده‌ایم.

_____________________________________________________

وقتی «عالی است» خطرناک‌ترین کلمه می‌شود

تصور عمومی این است که بازخورد مثبت، همیشه مفید است. فرهنگ سازمانی و اجتماعی ما،تشویق را «غذای روح» و انتقاد را «سم» می‌داند. کتاب‌های مدیریتی از «قدرت تحسین» می‌گویند و روانشناسان از «اهمیت دیده شدن» صحبت می کنند.

اما حقیقتی تلخ وجود دارد که کمتر درباره آن صحبت می‌شود: بازخورد مثبت می‌تواند قطب نمای درونی ما را از کار بیندازد. تأیید دیگران، به‌ ویژه وقتی بدون منطق و بی‌تحلیل باشد، نه‌تنها به رشد ما کمک نمی‌کند، بلکه ما را در توهم «همه‌چیز خوب است» گرفتار می‌کند؛درست در لحظه‌ای که نیازمند هوشیاری حداکثری هستیم.

این مقاله درباره «فریب بازخورد مثبت» است: الگویی پنهان که در آن، تحسین و تأیید، به جای روشن کردن مسیر، ما را کور می‌کنند.

_____________________________________________________

وقتی بازخورد مثبت، مخرب می‌شود

بازخورد مثبت زمانی مفید است که سه ویژگی داشته باشد:

دقیق باشد

قابل ارجاع به رفتار مشخصی باشد 

زمان‌بندی درستی داشته باشد

اما بیشتر بازخوردهای مثبتی که دریافت می‌کنیم، فاقد این سه ویژگی‌اند:

□ «عالی بود!» — چه چیز عالی بود؟

□ «واقعاً خوب پیش می روی.» — کدام بخش مسیر درست است؟

□ «در کارت بی نظیر هستی» — در مقایسه با چه کسی و چه استانداردی؟

این جملات، در ظاهر گرم و انرژی‌بخش‌اند. اما در باطن، سه کارکرد تخریبی دارند:

ایجاد اعتمادبه‌نفس کاذب

کاهش انگیزه برای پرسش‌گری

کور کردن مسیر یادگیری

تحسین مبهم، برخلاف انتقاد سازنده، هیچ مسیر مشخصی برای بهبود نشان نمی‌دهد. صرفاً یک حس خوب تولید می‌کند و ما را رها می‌کند.

_____________________________________________________

چرا اینقدر راحت فریب می‌خوریم؟

اینکه بازخورد مثبت می‌تواند فریبنده باشد، یک «خطای بیرونی» نیست. ریشه این فریب‌پذیری را باید در ساختار روانی خودمان جستجو کرد:

1 _ گرسنگی برای تأیید

انسان موجودی اجتماعی است. وقتی کسی ما را تحسین می‌کند، مغزمان دوپامین ترشح می‌کند (ماده‌ای که با پاداش و لذت مرتبط است). این واکنش آن قدر قدرتمند است که می‌تواند مسیرهای منطقی مغز را دور بزند. ما به تحسین «معتاد» می‌شویم و ناخودآگاه شروع می‌کنیم به بازتولید رفتارهایی که برایمان تحسین به همراه دارد، حتی اگر آن رفتارها ما را از اهداف واقعی‌مان دور کند.

2 _سوگیری تأیید

ما به طور ناخودآگاه به دنبال اطلاعاتی می‌گردیم که باورهای فعلی‌مان را تأیید کند و اطلاعات مخالف را نادیده می‌گیریم. بازخورد مثبت، محتوای ایده‌آلی برای این سوگیری است چیزی را می‌شنویم که دوست داریم بشنویم، و برایش ارزش بیش از حد قائل می‌شویم.

3 _ ترس از دست دادن تأیید

وقتی طعم تأیید را می‌چشیم، یک ترس خاموش هم در پس‌زمینه ذهنمان شکل می‌گیرد: «اگر مسیرم را عوض کنم، این تأیید را از دست می‌دهم.» این ترس ما را در مسیری قفل می‌کند که شاید دیگر برایمان مناسب نیست، صرفاً به این دلیل که در آن مسیر «دیده شده‌ایم».

4 _ خطای خودخدمت‌گرانه

ما موفقیت‌ها را به خودمان نسبت می‌دهیم و شکست‌ها را به عوامل بیرونی. وقتی بازخورد مثبت می‌شنویم، آن را «نشانه شایستگی خود» می‌دانیم. این یعنی حتی بازخوردهای سطحی و غیردقیق را هم به حساب توانمندی خودمان می‌گذاریم و اعتمادبه‌نفسمان را بر پایه‌ای متزلزل بنا می‌کنیم.

_____________________________________________________

چگونه از تله《 بازخورد مثبت 》مصون بمانیم؟ راهکارهای عملی

خروج از این فریب، نیازمند بازآموزی رابطه‌مان با تحسین است:

1 _ بین «تأیید» و «اطلاعات» تمایز قائل شوید

هر بار که بازخورد مثبتی دریافت می‌کنید، از خود بپرسید: «آیا این جمله، اطلاعاتی به من می‌دهد که می‌توانم بر اساس آن عمل کنم، یا صرفاً یک واکنش عاطفی است؟» اولی مسیر بهبود را نشان می‌دهد. دومی را بپذیرید، اما بر اساس آن تصمیم نگیرید.

2 _ به صورت فعالانه به دنبال بازخورد منفی باشید

عادت کنید پس از دریافت تحسین بپرسید: «اگر قرار بود یک نقطه ضعف در این کار پیدا کنم، کجا را پیدا می کردم؟» این سؤال، طرف مقابل را از «حالت تعریف کردن» به «حالت تحلیل کردن» منتقل می‌کند.

3 _ منبع بازخورد را تحلیل کنید

همه بازخوردها وزن یکسان ندارند. بپرسید: این شخص چقدر تخصص دارد؟ آیا از روی ادب تعریف می‌کند؟ آیا تا به حال به من انتقاد کرده یا همیشه تحسین‌گر بوده؟

4 _ معیارهای عینی تعیین کنید

وقتی معیار مشخص و قابل اندازه‌گیری داشته باشید، بازخورد مثبت یا منفی، هر دو در چارچوبی واقعی ارزیابی می‌شوند. به جای «می خواهم بهتر کار کنم»، بگویید «می‌خواهم نرخ سود در کسب‌وکارم را ۱۰ درصد افزایش دهم»

5 _ در سازمان خود «هیئت مشاوره حقیقت‌گو» بسازید

دو یا سه نفر را انتخاب کنید که به آنها «اجازه انتقاد بی‌پرده» داده‌اید. شرط اصلی: این افراد باید آن قدر به شما احترام بگذارند که حقیقت را بگویند

_____________________________________________________

جمع‌ بندی

فریب بازخورد مثبت از آنجا شروع می‌شود که فراموش می‌کنیم «تأیید شدن» با «صحیح بودن» یکسان نیست.

سازنده‌ترین سؤالی که می‌توانید پس از هر تحسین بپرسید این است: «کدام حقیقت در این مسیر بیان نمی شود؟» در سکوتِ پس از این سؤال، حقیقت‌هایی نهفته است که هیچ تحسینی جسارت گفتنشان را ندارد.

برای ادامه این مسیر و مطالعه مقالات جدید، کافی است سایت محمد ناظوری را دنبال کنید.

دسته‌ها: تصمیم گیری , دسته‌بندی نشده