بسیاری از تصمیمهای اشتباه از نادانی مطلق به وجود نمیآیند؛آنها از چیزی خطرناکتر متولد میشوند: اطلاعات ناقص.
ما تصمیم مهم را نه از روی واقعیت،بلکه بر اساس تصویری که فکر میکنیم واقعی است میگیریم؛همانجا که داستانهای پرهزینه شکل میگیرند.
وقتی میدانیم چیزی را نمیدانیم، توقف میکنیم، سؤال میپرسیم و بیشتر بررسی میکنیم.
اما اطلاعات ناقص داستان دیگری دارد.
در این حالت ما احساس میکنیم تصویر را فهمیدهایم، در حالی که فقط بخشی از آن را دیدهایم.
همین احساس «دانستن» اعتمادبهنفسی ایجاد میکند که گاهی از خود نادانی خطرناکتر است.
در واقع بسیاری از تصمیمهای پرهزینه دقیقاً در همین نقطه شکل میگیرند؛
جایی که فرد تصور میکند اطلاعات کافی دارد، اما واقعیت چیز دیگری است.
____________________________________
وقتی ذهن زودتر از واقعیت تصمیم میگیرد
در زندگی شخصی این اتفاق زیاد میافتد.
□ گاهی درباره یک فرد قضاوت میکنیم، چون فقط بخشی از رفتار او را دیدهایم.
□ گاهی مسیر شغلی را انتخاب میکنیم، چون چند روایت موفقیت شنیدهایم.
□ گاهی رابطهای را شروع یا تمام میکنیم، بدون آنکه تصویر کامل را دیده باشیم.
در همه این موقعیتها یک الگوی مشترک وجود دارد:
ما بر اساس اطلاعاتی تصمیم میگیریم که کامل نیستند، اما کامل به نظر میرسند.
ذهن انسان بهطور طبیعی از ابهام فرار میکند.
برای همین وقتی چند قطعه اطلاعات پیدا میکند، سریع آنها را به یک تصویر ظاهراً کامل تبدیل میکند.
مشکل اینجاست که این تصویر ممکن است با واقعیت فاصله داشته باشد.
____________________________________
در کسبوکار، هزینه واقعیتر است
اگر در زندگی شخصی، اطلاعات ناقص باعث سوءتفاهم و انتخابهای اشتباه شود،در کسبوکار همین مسئله میتواند هزینههای بسیار سنگینتری ایجاد کند.
مدیران و صاحبان کسبوکار هر روز با تصمیمهایی روبهرو هستند که پیامدهای مالی، انسانی و استراتژیک دارند:
□ استخدام یک فرد برای موقعیتی مهم
□ تعیین قیمت یک محصول
□ ورود به یک بازار جدید
□ توسعه یک محصول یا خدمت تازه
□ استراتژی های مربوط به فعالیت خود
بسیاری از این تصمیمها نه به دلیل نداشتن هوش یا تجربه،بلکه به دلیل تصویر ناقصی از واقعیت بازار اشتباه از آب درمیآیند.
□ مدیری که فقط بخشی از رفتار مشتری را میبیند، ممکن است محصولی بسازد که بازار برای آن آماده نیست.
□ کارآفرینی که تنها چند نشانه مثبت را میبیند، ممکن است سرمایهگذاری بزرگی انجام دهد که بازگشت مناسبی ندارد.
مشکل این نیست که تصمیم گرفتهاند؛مشکل این است که تصمیم بر پایه داده هایی گرفته شده که کامل نبودهاند.
____________________________________
هزینههایی که همیشه دیده نمیشوند
وقتی از هزینه صحبت میکنیم، اغلب ذهن به سمت پول میرود.
اما اطلاعات ناقص فقط هزینه مالی ایجاد نمیکند.
گاهی هزینه واقعی در جای دیگری پنهان است:
از دست رفتن زمان و انرژی
□ کاهش اعتماد در تیم یا روابط کاری
□ از دست رفتن فرصتهای بهتر
□ آسیب به اعتبار شخصی یا حرفهای
و شاید مهمتر از همه، شکلگیری یک الگوی تصمیمگیری اشتباه.
اگر فرد بارها با اطلاعات ناقص تصمیم بگیرد و نتیجه را به شانس یا شرایط نسبت دهد،بهتدریج این الگو در ذهن او تثبیت میشود.
در چنین شرایطی، ضعف تصمیمگیری آرام و بیصدا شکل میگیرد.
____________________________________
چرا با اطلاعات ناقص تصمیم میگیریم؟
چند عامل باعث میشود انسانها بهرغم ناقص بودن اطلاعات، باز هم تصمیم بگیرند:
1_ عجله برای رسیدن به قطعیت
ابهام برای ذهن انسان ناخوشایند است و تصمیم گرفتن راهی برای پایان دادن به این ابهام به نظر میرسد.
2 _ ترس از عقب ماندن
در محیطهای رقابتی، افراد احساس میکنند اگر سریع تصمیم نگیرند، فرصت از دست میرود.
3 _ اعتماد بیش از حد به دانستههای فعلی
وقتی فرد در یک حوزه تجربه پیدا میکند، گاهی تصور میکند همان تجربه برای همه موقعیتها کافی است.
در حالی که بسیاری از تصمیمهای مهم دقیقاً در جایی رخ میدهند که اطلاعات هنوز کامل نشده است.
در حالی که بسیاری از تصمیمهای مهم دقیقاً در جایی رخ میدهند که اطلاعات هنوز کامل نشده است.
____________________________________
چگونه با این مسئله هوشمندانهتر برخورد کنیم؟
هیچ تصمیم مهمی با اطلاعات صددرصد کامل گرفته نمیشود.
اما میتوان احتمال خطا را کاهش داد.
یکی از سادهترین اما مؤثرترین کارها این است که قبل از تصمیم گرفتن از خود بپرسیم:
«چه چیزی را هنوز نمیدانم؟»
همین سؤال کوتاه میتواند ذهن را از حالت قطعیت کاذب خارج کند.
همچنین مفید است که پیش از نهایی کردن تصمیم،عمداً به دنبال دادههایی بگردیم که ممکن است با فرضیات ما مخالف باشند.
اطلاعاتی که فقط باورهای ما را تأیید میکنند، تصویر کامل نمیسازند.
و در نهایت، برای تصمیمهای بزرگ بهتر است مسیر را مرحلهای طراحی کنیم؛بهگونهای که در صورت آشکار شدن اطلاعات جدید، امکان اصلاح مسیر وجود داشته باشد.
____________________________________
جمع بندی
اطلاعات ناقص معمولاً خود را بهعنوان یک خطر جدی نشان نمیدهد.
برخلاف بحرانهای آشکار، آرام وارد فرایند تصمیمگیری میشود و بهتدریج اثر خود را میگذارد.
بسیاری از ضعفها و شکستها نتیجه یک تصمیم اشتباه نیستند؛نتیجه زنجیرهای از تصمیمهایی هستند که بر پایه دانستنهای ناقص و توهم دانستن گرفته شدهاند.
شاید مهمترین مهارت در رشد فردی و کسبوکار این نباشد که سریعتر تصمیم بگیریم؛
بلکه این باشد که بدانیم که چه چیزی را هنوز نمیدانیم.
و این تشخیص،مرز میان واکنشهای هیجانی و تصمیمهای حرفهای است.
برای ادامه این مسیر و مطالعه مقالات جدید، کافی است سایت محمد ناظوری را دنبال کنید.
دیدگاهها